۶۷-۲۱۴
پویا رفویی : در شرایط فعلی که واکنش به آثار ادبی ذیل رجوع به پس‌زمینه  (context) -اعم از پس‌زمینه‌های تاریخی، سیاسی، فرهنگی و…- بازار‌گرمی دارد و موازی با آن در عرصه‌ی ادبیات خلاقه، بنابه حکمی علی‌الظاهر ناگفته و نانوشته، ثبت اکنون‌های سپری‌شده، قفسه‌بندی بحران‌ها و ناکامی‌ها و عرضه‌ی آن به هیئت متنی مکتوب، محک و معیار «موفقیت» نوشته‌ و نویسنده به‌شمار می‌آید؛ به ‌اغلب احتمال سخن‌گفتن از وضعیتی که نوشته، یا حتی نفس‌نوشتن، شکل دیگری از زیستن، شکل نزیسته‌ای از زندگی را رقم ‌زند، خلاف سلیقه، نابجا و بیهوده ‌بهبیشتر بخوانید
۶۷-۱۱۱
قرار است در سلسله نشست‌های داستان‌نویسان و سینماگران، نقاط اشتراک و افتراق این دو شیوۀ روایتگری مورد بحث و تدقیق قرار بگیرد. احتمالاً این گونه مباحثاتِ میان‌رشته‌ای علاوه بر اینکه نوری تازه به نقد و نظرهای مالوف می‌تاباند، باعث نزدیک‌ترشدن مخاطبان دو حوزه خواهد شد. در این نشست فرشته احمدی، داستان‌نویس و منتقد ادبی با مجید برزگر، کارگردان، تهیه‌‌کننده و عکاس که سه فیلم بلند «فصل باران‌های موسمی»، «پرویز» و «یک شهروند کاملاً معمولی» را در کارنامۀ خود دارد گفت‌وگو کردند و به مسائلی مانند پس‌زمینۀ شهری و روابط اجتماعیبیشتر بخوانید
۶۷-۱۵۱
یکی از دغدغه‌های انسان در طول تاریخ، غلبه بر گذر زمان است. انسان به دلیل محدودیت‌های ماهوی، غالباً این امر را در هنر قابل تحقق دانسته است. اما پرسش این است که چه اثری ماندگار است؟ اثر کلاسیک که قاعدتاً اثری ماندگار است چه شاخصه‌ای باید داشته باشد که بتواند بر گذر زمان غلبه کند؟ اصولاً اثر کلاسیک به چه اثری گفته می‌شود؟ آیا آثار کلاسیک یک جامعه لزوماً برای همه‌ی جوامع کلاسیک‌اند؟ این پرسش‌ها و مسائلی از این دست، موضوع میزگرد این شماره نشریه سینما و ادبیات است کهبیشتر بخوانید
۶۷-۱۶۲
احمد اخوت :  «دیدارهایی با معشوقه‌های قدیمی که سال‌ها پیش به سراغشان رفتی و همچنان آنها را به یاد داری و بازخوانی‌شان می‌کنی.» ویلیام فاکنر (مصاحبه با پاریس‌ریویو) در طیف داستان‌های مذهبی نوعی وجود دارد به اسم «قصه‌های آدم‌ و حوا» که حکایت‌هایی درباره این زن و شوهر و چگونگی اخراج آنها از باغ عدن است. یکی از اینها را در سفر پیدایش می‌خوانیم (باب سوم) که «خداوند‌خدا آدم را امر فرموده گفت از همه درختان باغ بی‌ممانعت بخور اما از درخت معرفت نیک‌وبد زنهار نخوری زیرا روزی که ازبیشتر بخوانید
۶۷-۱۷۹
اواخر دهه‌ی شصت، غریبه‌ای جوان، پا به قهوه‌خانه‌ا‌ی در رشت گذاشت و پشت میز چوبی، استکان چای در دست، شطرنج دو حریفِ عاقله‌مرد را به تماشا نشست. دیگرانی هم چشم تیز کرده بودند به نظاره‌کردن. بازی که تمام شد، جوان، با طمأنینه، رو به بازنده درآمد: «چرا جای آن حرکت، آن‌یکی حرکت را نکردی؟» حریفِ بَرنده‌ گفت: «برارجان، اگر بلدِ کاری، چرا بیرون گودی؟ تیغی بزن، بیست‌ تومن.» در لحنش هم اطمینان بود، هم طنز، هم حریف‌طلبی. و حق داشت؛ بازی‌بلد بود و اهل شهرِ شطرنج با قهرمانانی شهیر. پس،بیشتر بخوانید
۶۷-۱۸۰
هارولد بلوم / ترجمه: بهار احمدی‌فرد : راسکلنیکف دانشجوی ملولی است که خیال کشتن پیرزن رباخوار را در سر دارد. فانتاسماگوریای (فانوس خیال) او زمانی به حقیقت می‌پیوندد که نه‌ فقط پیرزن بلکه خواهر ناتنی نیمه‌دیوانه پیرزن را هم به قتل می‌رساند. پس ‌از آن، بخش اعظم سرنوشت راسکلنیکف به‌ مواجهه او با سه کاراکتر اصلی رمان وابسته است. اولین، سونیاست، فرشته جوان پرهیزگاری که خویشتن را قربانی کرده تا زندگی خواهر و برادر بینوایش را تامین کند. کاراکتر بعدی پارفیری پترویچ است، بازرس هوشمندی که سرِ حوصله خواهان قصاص راسکلنیکفبیشتر بخوانید
logo-2
کیـوان ارزاقی : برای اهالی و مشتاقان کتاب که معمولاً فارغ از محدودیت‌های زمان، مکان و درگیری‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و پیگیری قیمت سکه، پوند و دلار، همیشه در حال مطالعه هستند کتاب‌هایی وجود دارد که هر چند وقت یک‌بار، دلتنگشان می‌شوند و به بهانه‌های مختلف سراغشان می‌روند. کتاب‌هایی که شاملِ حالِ این مثلِ معروف که از دل برود هر آن که (آن چه) از دیده برفت نمی‌شوند! کتاب‌هایی که معمولاً اهالی و دوستداران مطالعه، کتابخوانی‌شان در دوران نوجوانی با آنها آغاز شده و وقتی تجربیات زندگی‌شان بیشتر شده وبیشتر بخوانید
۶۷-۱۸۶
شاپور بهیان : ایتالیو کالوینو در «چرا باید کلاسیک‌ها را خواند؟» گفتاری را به «هفت‌پیکر» نظامی اختصاص داده است. نظامی «هفت‌پیکر» را برای آن سرود که به نظرش رسید با اینکه فردوسی همه چیز را گفته، در مورد بهرام پادشاه ساسانی پسر یزدگرد اول نکاتی را از قلم انداخته است. به گفته برتلس، بهرام شخصیتی تاریخی است که در ادبیات قرون وسطی با برخی از ویژگی‌های میتولوژی شرق آمیخته است. نام او از خدای ورثرغنه گرفته ‌شده و با اساطیر گرجی و ارمنی منطبق است. فردوسی در فصلی که ازبیشتر بخوانید