۱۸۴--۵۹-

ادبیات چه چیزی می‌پرسد؟

شهریار وقفی‌پور:

پرسشگری راهی را بنا می‌کند. از همین رو، باید بهوش باشیم که به خودِ راه توجه کنیم، و توجهمان را بر جملات و مضامینِ جداافتاده متمرکز نسازیم. این راه طریقه و شیوه‌ی اندیشیدن است.

(مارتین هایدگر، پرسش از تکنولوژی)

فیلسوفِ مارکسیست-لنینیست‌شدن آسان نیست. معلمِ فلسفه نیز مثلِ تمامیِ روشنفکران خرده‌بورژوا است؛ وقتی که دهانش را باز می‌کند، ایدئولوژی خرده‌بورژوایی است که سخن می‌گوید: منابع و ترفندهای این ایدئولوژی بی‌پایان است.

می‌دانید لنین در باب «روشنفکران» چه می‌گوید؟ برخی از آنان را در سطح فردی می‌توان انقلابی و شجاع خواند. اما در مقام جمع یا یک توده، «به طرزی درمان‌ناپذیر» در ایدئولوژی خرده‌بورژوازی باقی می‌مانند.

(لویی آلتوسر، فلسفه در مقامِ سلاحی انقلابی)

می‌توان پرسید ادبیات چه می‌پرسد؛ و اینکه ادبیات پرسش‌هایش را چگونه پیش می‌نهد. در بابِ پرسشِ اول، مثلاً براین مک‌هِیل معتقد است پرسش‌های آثارِ مدرنیستی پرسش‌هایی در باب حدود و ثغورِ معرفت یا پرسش‌هایی معرفت‌شناختی‌اند، حال آنکه پرسش‌های آثارِ پسامدرن پرسش‌هایی هستی‌شناختی‌اند. جدا از اینکه آیا می‌توان این دو سطح را به این وضوح از هم جدا ساخت، مسئله این است که چنین پرسش‌های کلی را می‌توان در هر متنی ردیابی کرد و اینکه بگوییم مثلاً وجودِ سطوح رواییِ گوناگون پرسشی معرفت‌شناختی را پیش می‌نهد، حاویِ هیچ‌گونه بینشی کارا در موردِ یک متن نیست؛ مگر آنکه به شکلی انضمامی‌تر و در مفصل‌بندی با مسائل و اجزایی دیگر پیش نهاده شود. پاسخِ دیگری را که می‌توان به پرسشِ اول (و حتی دوم) داد، از رهگذرِ «ایدئولوژی» به مفهومی آلتوسری است.

نظر‌ دهی مسدود شده است.