۷۲-۲۲۵

ادبیات و ترجمه

مهشید نونهالی:

شکی نیست که ادبیات بازتابی از ذهنیت و فرهنگ هر ملت است و شناخت آن به درک بیشتر اقوام دیگر کمک می‌کند و صدالبته این کار به ‌کمک ترجمه صورت می‌گیرد.

این روزها درباره ترجمه ادبی در جلسات رونمایی کتاب‌ها و در نشست‌های گوناگون زیاد صحبت می‌شود. طبیعتاً من هم از این مطلب دور نبوده‌ام. اما هرچه فکر می‌کنم انگار ذهنم خالی شده و از گفتن مکررات هم پرهیز می‌کنم. پس بهتر دیدم نوشته‌ای را که چندی است در اختیار دارم و فرصت پرداختن به آن را نداشته‌ام ورقی بزنم و پاره‌های پراکنده‌ای از آن را نقل کنم که شاید خالی از لطف نباشد. نوشته‌ای است از یک مترجم پرتغالی ساکن فرانسه به نام کارلوس باتیستا  با عنوان کتاب دعای مترجم به‌صورت پاره‌گفتار و با چهار مضمون: هنر دوست‌داشتن، هنر خیانت‌کردن،‌ هنر مفتون‌کردن، هنر فرارکردن. همه در وصف روحیات مترجم ادبی.

مترجمی دلداده نویسنده‌اش بر در او کوفت. نویسنده از پس در پرسید: «کیست؟» مترجم پاسخ گفت: «منم…» نویسنده گفت: «من و تو در این خانه نمی‌گنجیم.» پس مترجم چندی در کتابخانه‌ها و میخانه‌ها به ‌تعمق پرداخت و بعد از چندماه بازگشت و بار دیگر بر در نویسنده محبوبش کوفت. این‌یک پرسید: «کیست؟» مترجم پاسخ داد: «تویی…» آن‌گاه بود که در گشوده شد.

نظر‌ دهی مسدود شده است.