۶۹-۱۴۱

ادبیات اشغال و اشغال ادبیات / میزگردی پیرامون شهریور ۲۰ و تبعات آن تا اکنون عنایت سمیعی، بهمن بازرگانی، امیرحسن چهلتن، کیهان خانجانی

کیهان خانجانی:

چند نوع اشغال و ادبیات اشغال داریم. اول، وقتی کشوری اشغال می‌شود، ادیبانش آثاری می‌نویسند، مانند رمان «پوست» نوشته‌ی مالاپارته. دوم، وقتی نویسندگان کشور اشغال‌کننده آثاری می‌نویسند که در کشور اشغال‌شده می‌گذرد، مانند برخی از آثار گراهام گرین. سوم، وقتی اشغال از داخل کشور رخ می‌دهد؛ مانند حضور ستارخان و یپرم‌خان و سردار اسعد و دیگران که تهران را در دوره‌ی مشروطه فتح می‌کنند. چهارم، اشغال کاپیتولاسیونی؛ یعنی رسیدگیِ قضایی به جرم شهروند بیگانه با نماینده‌ی دولت آنهاست. این حق نخستین بار پس از شکست عباس‌میرزا در جنگ روسیه، با بستن عهدنامه‌ی ترکمانچای بر ایران تحمیل شد. کاپیتولاسیون در دوران قاجار هم به‌صورت نانوشته در مورد اروپایی‌ها وجود داشت. البته در زمان رضاشاه لغو اما در دوران محمدرضاشاه دوباره آغاز شد. ساعدی داستانی دارد با عنوان «دندیل» که یک امریکایی مست می‌رود به محله‌ی روسپیان و همه خود را آماده می‌کنند تا پولی به چنگ آورند اما او می‌رود کنار دیواری و سرپا ادرار می‌کند و برمی‌گردد. پنجم، اشغال پایتخت و شهرهای بزرگ به وسیله حاشیه‌نشینان است که آقای آصف بیات در آثارش بدان پرداخت. چیزی شبیه جنبش اشغال وال‌استریت. ایران بیش از ۱۹ میلیون حاشیه‌شهری دارد. تاثیرشان را پس از اصلاحات ارضی می‌دانیم که به چه ‌چیزها ختم شد. اینان مدام خود را نسبت به مرکز تعریف می‌کنند و ادبیات خاصی را رقم می‌زنند. به‌قول اخوان: «ما برای فتح می‌آییم…»

کسانی که به این میزگرد دعوت شده‌اند در نقادی و نظریه‌پردازی و رمان ایرانی نیازی به معرفی ندارند. سه دلیلِ اصرار برای حضور این جمع، از این قرارند: اول اینکه همزمان هم واردند به مبحث تاریخ معاصر و هم از قرار معلوم اخراج‌اند از تاریخِ اکنون (!)؛ دوم اینکه در نقد و نظریه و نویسندگی، توامان نگاهی داشته‌اند به مسائل تاریخی و جامعه‌شناختی و فرهنگی؛ سوم اینکه اگر بخش نخست بحث (ادبیات اشغال) را از طریق کتاب‌ها می‌شناسند، بخش دوم بحث (اشغال ادبیات) را از طریق جانِ سوخته شناخته‌اند.

شیوه‌ی عنایت سمیعی برای نقد، مبتنی بوده است بر نگرش تاریخی مولف یا تاریخی‌دیدن پدیده‌های متنی و فردی و جمعی، و تسلطش بر ادب کهن و اکنون، عناصر واکاوی چنین بستری را برایش مهیا کرده است. شیوه‌ی بهمن بازرگانی برای وارسی پدیده‌های اجتماعی و فرهنگی، مبتنی بوده است بر نظریه‌ی کانون زیبایی‌شناسی از طریق انواع پارادایم‌ها که رد مباحثش را می‌توان در آثارش (ماتریس زیبایی و فضای نوین) پی گرفت. شیوه‌ی امیرحسن چهلتن در رمان‌نویسی مبتنی بوده است بر واسازی حاشیه‌ی تاریخ، بالاخص از طریق حضور پررنگ زنان. می‌توان گفت که او برای هر دوره‌ی پربحران تاریخ معاصر رمانی نوشته است؛ تالار آینه (دوران مشروطه)، مهر گیاه (دوران اشغال ایران در سال ۲۰)، سپیده‌دم ایرانی (فلش‌بک به تئاتر ایران در دهه‌ی ۲۰)، تهران شهر بی‌آسمان (فلش‌بک به سالیان ۳۲ تا پس از ۵۷) و آثاری که در دوران صفوی و غیره می‌گذرد….

نظر‌ دهی مسدود شده است.