۷۳-۱۵۹

ادبیات؛ مسئله یا سوال / چه کسی خالقان را خلق کرد؟

علیرضا سیف‌الدینی، منیرالدین بیروتی، خلیل درمنکی، پویا رفویی پاسخ می‌گویند:

آنچه از آن به «آسیب‌شناسی ادبیات» مراد می‌کنند، به‌تلویح گفتاری را نمایندگی ‌می‌کند که می‌خواهد راه را بر آسیب یا به ‌اصطلاح، رفتارهای «پرخطرِ» ادبیات سد کند. بحث بر سر اقدام یا کنش داوطلبانه‌ای نیست که مخاطره یا آسیبی را دامن می‌زند، پرسش اینکه چرا در ادبیات چند دهه‌ی اخیر تجربه‌های نوشتاری فراتر از تجربه‌های زیسته در چارچوب عقلانیت متعارف و مناسبات زندگی روزمره ‌نمی‌رود. ادبیات، فارغ از تعاریف مناقشه‌برانگیز‌ی که برمی‌شمرند، می‌تواند میدانی فراهم آورد که تجربه‌های نزیسته توامان زیستنی ضمن انحراف از عقلانیت صلب و نظم بازنمایانه مجال ظهور پیدا کنند. چیزی در تجربه‌ی زندگی هست که در برابر مناسبات عقل سلیمی، نرمال‌سازی و جریان مسلط مقاومت می‌کند. این نیروی زیستی لزوماً به خلل و شکاف‌ها و ناکامی‌های عرصه‌ی عقلانیت نمی‌پردازد، بلکه در صورت تداوم و تعقیب می‌تواند مولد منطق‌های تازه و برسازنده‌ای باشد.

نگرش آسیب‌شناختی متکی به سوالات -‌یا مشکلاتی- است که در تحلیل‌های جامعه‌شناختی یا روانشناختی زندگی فردی و جمعی را نشان‌دار می‌کنند. حال آنکه در طرف مقابل، ادبیاتی مد نظر است که باور دیگری را پروبال می‌دهد. در زندگی نیروی بس قوی و شدیدی هست که ما با انحراف از شکل مسلط زیستن و با قرارگرفتن در میدان آن می‌توانیم تجربه‌اش کنیم. این‌ نیرو همواره آفرینشگر نیست؛ در مواردی می‌تواند آسیب‌رسان یا خطرناک نیز باشد. از تجربه‌ی چنین نیرویی، اتصال «شخص» به زندگی‌اش سست می‌شود و در صورتی که مهار این نیرو محقق شود، زندگی غیر‌شخصی نویی پا به عرصه‌ی وجود می‌گذارد. واقع‌شدن در میدان چنین نیرویی، نوشتن را به پدیده‌ای مسئله‌دار و پر‌خطر تبدیل می‌کند. وانگهی، «آسیب» همواره عبارت از آن‌چیزی نیست که در عداوت و خصومت «دیگری» جلوه ‌می‌کند. سلطه‌ی فرآیندهای «تخت‌شدن» و «یکسان‌سازی» هم ممکن است آسیب‌رسان باشد. استعاره‌ی زخم خصم، جای خود را به توموری از جنس یاخته‌های تن داده است. حمله‌. هجوم نیز به نجوای آرام و به‌دور از التهاب گرایش مخرب و ویرانگر بدل شده است….

نظر‌ دهی مسدود شده است.