۷۲-۲۳۲

آیا ترجمه ژانری ادبی‌ست؟

 سهیل سمی:

عنوان این مطلب به احتمال زیاد آن گروه از مترجمانی را که نظریه‌های جدید زبانی و ترجمانی را نمی‌پسندند خشمگین خواهد کرد. چون ایشان که غالباً از مترجمان کهنه‌کار هستند با تعهد زیاد و سختکوشی در تبدیل زبان آثار بزرگ ادبی به فارسی زحمات زیادی کشیده‌اند و در این مسیر پذیرای هیچ مسامحه‌کاری و لاقیدی‌ای نبوده‌اند و نیستند. از این منظر متن اصلی همیشه وحی منزل است. یعنی مگر می‌توان آن را آگاهانه تغییر داد؟ وفاداری و فارسی‌نویسی درست و حفظ زیبایی یا حتی عنصر ضد زیبا در آثار منبع از دید ایشان وظیفه‌ی تخطی‌ناپذیر مترجم است. راستی این عده از همکاران حق دارند. ترجمه اصولی دارد و دسته‌بندی‌هایی که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. بسیاری از این روش‌ها را جناب علی خزایی‌فر در فصلنامه‌ی مترجم شماره‌ی ۴۳ آورده‌اند: روش‌های صوری و پویا، ارتباطی و معنایی، آشکار و پنهان، آشنایی‌زدایی و بومی‌سازی، دخل و تصرف، روش‌های ترجمه‌ی محض و انتقال، روش فرهنگ‌گرا یا خواننده‌مدار. این شیوه‌ها و آشنایی با رویکردهای نهفته در آنها به قطع برای کسی که دست در کنش ترجمه دارد مفید و آگاهی‌بخش‌اند. کسی منکر اهمیت این معانی و شیوه‌ها نیست. هر کاری اصول اولیه‌ای دارد که بی‌توجهی به آنها در عمل کار را غیرممکن می‌کند. اما ترجمه پدیده‌ای فرهنگی‌ست. و به خصوص در این زمانه از جهات بسیار زیادی قابل بررسی‌ست. موضوع این است که بعضی از این رویکردها از منظر خود کنش ترجمه و درست و غلط آن یا قوی و ضعیف بودن آن به مسئله توجه می‌کنند و بعضی رویکردها از منظری خارج از این گونه موارد. اما پیش از هر شرح و وصفی اشاره‌ای کوتاه به معنای خود کلمه‌ی ترجمه در زبان انگلیسی شاید مفید باشد.

نظر‌ دهی مسدود شده است.