۷۷-۱۳۳

آیا سینمای اجتماعی ایران به بن‌بست رسیده است؟ / فیلمساز اجتماعی پشت سر مخاطب!

جواد طوسی:

هر عنوان پذیرفته‌شده و جاافتاده در یک حوزه فرهنگی و هنری که بتوان مصادیق و نمونه‌هایش را در یک دوره تاریخی اجتماعی یا دوره‌های مختلف شناسایی و به آنها استناد کرد، وامدار مفهومی است که به آن عنوان هویت و ارزش و اعتبار می‌دهد. همه‌ی‌ گونه‌های شاخص سینمایی (اعم از وسترن، کمدی، ملودرام، موزیکال، وحشت، علمی‌/تخیلی و تاریخی)، از این ویژگی برخوردارند. «سینمای اجتماعی» بی‌آنکه نشانه‌ها و مولفه‌های «ژانر» را داشته باشد، نگاه و زاویه دید و نقطه انتخاب سازنده‌اش را بروز می‌دهد. فیلم و فیلمساز اجتماعی با جامعه، طبقه، اقشاری با ظواهر و شیوه‌ی زیست خود و مناسبات حاکم بر یک محیط انسانی کار دارد که تصویر عینی‌اش می‌تواند بیانگر شرایط فرهنگی/ اجتماعی/ سیاسی/ اقتصادی حاکم بر آن جغرافیا و سند زنده یک دوران باشد. سینمای اجتماعی عمدتاً محصول یک جامعه‌ی ملتهب، ناآرام و از چرخه‌ی عدالت دورافتاده است. گویا روزگار خوش و جامعه‌ی غرق در رفاه و خالی از بحران و آدم‌های شاد و سرحالش، نسبتی با فیلم اجتماعی ندارند؛ مگر آنکه در یک مقایسه طبقاتی موضوعیت پیدا کنند تا نمایشی از فرودستان و فرادستان داشته باشیم…..

نظر‌ دهی مسدود شده است.