۶۸-۳۲

آنتونیونی؛ آگاهی دوربین و زمان کِش‌آمده / با نگاهی به تریلوژی مدرنیته و ناخرسندی‌های آن (ماجرا، شب و کسوف)

امیرهوشنگ للهی:

«میکل‌آنجلو آنتونیونی» فیلمساز سرشناس و برجسته‌ی ایتالیایی در سال ۲۰۰۷ میلادی و ۹۴سالگی از دنیا رفت. او در طول دوران حرفه‌ای‌اش ۱۵ فیلم داستانی، یک مستند و تعدادی فیلم کوتاه ساخت. ابتدا اوایل دهه‌ی ۵۰ با جریان نئورئالیسم در ایتالیا آغاز به کار کرد اما به تدریج در اواخر دهه‌ی ۵۰ و اوایل دهه‌ی ۶۰ به سمت و سوی سینمایی مدرن و منحصر به‌فرد حرکت کرد. فیلم‌های دهه‌۶۰ آنتونیونی درخشان‌ترین آثارش بودند و بیش از همیشه باعث شهرت او در سینمای جهان شدند. هر پنج فیلمش در این دهه در جشنواره‌های فیلم برلین، ونیز و کن جایزه‌های مهمی را به دست آوردند. «ماجرا» در سال ۱۹۶۰ جایزه ویژه هیات داوران جشنواره کن را به دست آورد. «شب» در سال ۱۹۶۱ جایزه خرس طلایی جشنواره فیلم برلین را کسب کرد. «کسوف» در سال ۱۹۶۲ جایزه ویژه کن را گرفت. «صحرای سرخ» در سال ۱۹۶۴ جایزه شیر طلایی جشنواره ونیز را به دست آورد و در نهایت «آگراندیسمان» جایزه نخل طلایی جشنواره فیلم کن را تصاحب کرد. همین توجه جشنواره‌های بزرگ به فیلم‌های مهم آنتونیونی در دهه‌ی ۶۰، آنتونیونی و سینمای او را در کانون توجه منتقدان، نویسندگان و علاقه‌مندان به سینما قرار داد. به این ترتیب سینمای مدرن اروپا صاحب فیلمسازی شد که دغدغه‌‌های آن دوران را با ویژگی‌های سبکی و روایی تازه بصری می‌کرد. در دهه‌ی ۸۰ «ژیل دُلوز» فیلسوف برجسته‌ی فرانسوی کتاب دوجلدی پیوسته‌اش را با نام‌های «تصویر حرکت» و «تصویر زمان» نوشت. کتاب دُلوز واکنشی بود به فضای نقد فیلم در آن دوران. یعنی واکنشی علیه نقد روانکاوی، نقد فمینیستی و نقد ساختارگرایانه. اما کتاب او نقد فیلم نبود. او با این کتاب در راستای اندیشه‌اش این بار از طریق سینما مفهوم‌پردازی کرد. دُلوز در بخش دوم کتابش؛ تصویر زمان، به معرفی سینمای پس از جنگ جهانی دوم می‌پردازد و مفاهیمی را برای آن وضع می‌کند. بر این اساس نگارنده دو مفهوم برجسته دلوز درباره سینمای پس از جنگ را در سه‌گانه آنتونیونی جست‌وجو و به شکل مصداقی به آن اشاره خواهدکرد.

نظر‌ دهی مسدود شده است.