۷۸-۷۰

آغازی در آخر زمان: فرزندان بشر و آلفونسو کوآرون

حامد عزیزیان:

«اﻧﺴﺎن را ﺑﻪ ﺧﺎک برمی‌گردانی و می‌گویی ای فرزندان بشر بازگردید. زیرا که هزار سال نزد تو مثل دیروز است که گذشته باشد و همچون پاسی از شب.»

(مزامیر داوود، باب ۹۰ آیات ۲ تا ۴)

اشاره

اصطلاح آپوکالیپس  (Apocalypse) برگرفته از کتاب مکاشفات یوحنا و در اصل به معنای وحی، مکاشفه یا افشا است. درونمایه کتاب مکاشفات پیش‌بینی وقایع عمدتاً هولناک است فلذا واژه آپوکالیپس به تدریج و متاثر از کتاب مکاشفات با آخرزمان هم‌معنی شد. ادبیات آخرزمانی نخستین‌بار در متون یهودی از جمله در عهد عتیق و در سفر پیدایش و کتاب دانیال نمایان شد. دیگر متونی که از ادبیات آخر زمانی بهره بردند عبارت‌اند از کتاب‌های اشعیا، عذرا، حزقیال و … که در آنها آینده جهان و بشر با لحنی آکنده از بیم و امید به تصویر در‌آمده‌اند. کلمه آپوکالیپتیک به معنای آخرزمانی نخستین‌بار توسط گوتفرید کریستیان فردریش لوک و در «مقدمه بر مکاشفات یوحنا» (به سال ۱۸۳۲) به کار رفت. ادبیات آخر زمانی از همان آغاز به عنوان یک ژانر یا گونه مطرح بوده است. برخی از منتقدان این ژانر را در قالب روایتی تعریف کرده‌اند که در آن انسان واسطه‌ای است برای دریافت روایت از سوی منبعی متعالی. میان انواع ادبیات آخر زمانی تمایزهای عمده‌ای وجود دارند. برای نمونه ادبیات کتاب دانیال در زمره ادبیات آخر زمانی تاریخی قرار می‌گیرد و در آن داوری نهایی نقطه اوج وضعیت تاریخی بشر قلمداد می‌شود. حال آنکه در متونی نظیر کتاب اخنوخ تصویرپردازی بهشت و جهنم درونمایه‌ای کلیدی است و بعدها به منبع الهامی برای ادبیات گنوسی و ادبیات انجیلی تبدیل می‌شود.۱

ژانر کلاسیک ادبیات آخر زمانی در توصیف وقایع آینده جهان و نیز بهشت و دوزخ بوده و عمدتاً متکی بر کیهان‌شناسی باستان است. ژانر مدرن ادبیات آخر زمانی هرچند شباهت‌هایی به ژانر کلاسیک دارد اما درونمایه متکی بر کیهان‌شناسی کهن را تقلیل می‌دهد. مشخص‌ترین دغدغه‌ی ادبیات آپوکالیپتیک مدرن تاکید بر پایان جهان است. از این رو ظهور بحران‌های زیست‌محیطی، شیوع بیماری‌های ناشناخته، بحران‌های جمعیتی و… در آن برجسته می‌شوند. بسیاری از مفسران بر این اعتقادند که در ژانر ادبیات آخر زمانی مدرن، نگره پایان جهان بیش از آنکه متکی بر جنبه رستگاری باشد بیشتر بر نوعی سنت ادبی متمرکز است. هرچه باشد ادبیات آخر زمانی، چه در قالب مدرن و چه در قالب کلاسیک، همواره موضوعی جذاب برای نویسندگان و هنرمندان قلمداد می‌شده و البته سینماگران نیز از این قاعده مستثنی نبوده‌اند. در سینما، ژانر آخر زمانی در ترکیب با گونه‌های علمی-تخیلی، حادثه‌ای و حتی حماسی، خلق آثاری نوآورانه را موجب شده است. از «استاکر» (آندری تارکوفسکی، ۱۹۷۹) تا «ماتریکس» (لارا و اندی واچوفسکی، ۱۹۹۹) و از «بلید رانر» (ریدلی اسکات، ۱۹۸۲) تا «بیست و هشت روز بعد» (دنی بویل، ۱۹۹۶) نه تنها حضور پررنگ ژانر آخر زمانی را می‌بینیم بلکه ظهور و تکوین زیرگونه‌ای دیگر موسوم به پسا‌آخر زمانی را نیز شاهدیم. در این نوشتار قصد داریم یکی از آثار شاخص سینمایی ژانر آخر زمانی مدرن یا حتی پساآخر زمانی را مورد بحث قرار دهیم. «فرزندان بشر» به کارگردانی آلفونسو کوآرون تقریباً از بسیاری از قواعد و ریزه‌کاری‌های ژانر در فرم کلاسیک و مدرن آن استفاده می‌کند و حتی آنها را دگرگون می‌سازد. اما پیش از بررسی فیلم نگاهی می‌کنیم به پیشینه کارگردان.

نظر‌ دهی مسدود شده است.